امروز جمعه 4 اسفند 1396
جستجو
تا

     


تعداد موارد: 260 - در حال نمایش صفحه: 1 از 26

مقالات چاپ شده
کد مقالهعنوانموضوعنوعزباننویسندگانفایلشماره نشریه
96F114

شناسایی QTL های عملکرد و صفات مرتبط با عملکرد برنج با استفاده از نقشه لینکاژی با تراکم بالای نشانگرهای SNP

مارکرهای مولکولیپژوهشی کاملFaمصطفی احمدی زاده، نادعلی بابائیان جلودار، قاسم محمدی نژاد، نادعلی باقری، راکش کومار سینگدیدن
چکیده: برنج یکی از غلات مهم با تنوع بسیار خوب است که به عنوان غذای اصلی نیمی از جمعیت جهان استفاده می‌شود. مکان‌یابی جایگاه‌های کنترل کننده صفات کمی یکی از روش‌های کاربردی و مهم برای مطالعه صفات مرتبط با عملکـرد است. در این مطالعه تعداد 188 لاین (F4) برنج حاصل از تلاقی CSR28 و صدری به همراه والدین خود جهت بررسی فنوتیپی و ژنوتیپی مورد ارزیابی قرار گرفت. هدف از این مطالعه تهیه نقشه پیوستگی با درجه اشباع بالا با استفاده از نشانگرهای SNP (Infinium Illumina 6K SNP chip) و شناسایی مکان‌های ژنی کنترل کننـده صفات مرتبط با عملکـرد در 188 لاین جمعیت F4 است. مکان‌یابی جایگاه‌های کنترل کننده صفات کمی منجر به شناسایی 21 QTL برای صفات مورد مطالعه بر روی کروموزوم‌های 1، 2، 3، 5، 7، 8 و 10 شد. برای تعداد دانه‌های پرشده در بوته یک QTL (qFG_N-3-1) روی کروموزوم 3 شناسایی شد. سه QTL (qSpkF_N-2-1، qSpkF_N-3-1 و qSpkF_N-5-1) برای درصد باروری روی کروموزوم‌های 2، 3 و 5 مکان‌یابی شد که 28/29 درصد از واریانس فنوتیپی را توجیه کردند. یک QTL (qGY_N-8-1) برای عملکرد دانه در فاصله نشانگری 9037125 و 9049928 روی کروموزوم 8 مکان‌یابی شد. در نهایت، علاوه بر شناخت QTL‌های جدید می‌توان دیگر QTL‌هایی که در نواحی مشابه با مطالعات قبلی شناسایی شده را به عنوان QTL-های دارای اعتبار معرفی کرد که مناسب برای برنامه‌های اصلاحی به کمک نشانگر است.
95B91

تجزیه و تحلیل ژنتیکی و فیلوژنتیکی بخشی ازناحیه کنترلی ژنوم میتوکندری در گوسفند زندی

بیوتکنولوژی جانوریپژوهشی کاملFaزانا پیرخضرانیان، محمد رزم کبیر، نرگس نظیفیدیدن
چکیده: حفظ دام‌های بومی، به عنوان ذخایر ژنتیکی و سرمایه‌های ملی برای برنامه‌های اصلاح نژادی و بازده تولید ضروری می‌باشد. استفاده از نشانگرهای ژنتیکی توالی یابی ژنوم میتوکندری یکی از کاربردی ترین روش‌ها برای تشخیص گونه‌ها و تعیین رابطه فیلوژنی بین جمعیت‌ها و گونه‌های نزدیک به هم می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تنوع ناحیهHVR-I ژنوم میتوکندری گوسفند نژاد زندی بود. بدین منظور نمونه‌های خون از تعداد 25 رأس گوسفند غیر خویشاوند نژاد زندی در ایستگاه خجیر تهران جمع‌آوری شد؛ و پس از استخراج DNAوتکثیر قطعه 432 نوکلئوتیدی ناحیه HVR-I ژنوم میتوکندری با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز، نمونه‌ها توالی یابی شدند. نتایج آنالیز توالی‌ها حاکی از وجود چهار هاپلوتایپ و چهار جایگاه چند شکل در ژن مذکور بود. بررسی همولوژی توالی مورد توافق انواع نژادهای گوسفند نشان داد که تثبیت چند شکلی موجود در موقعیت شماره 13 نمونه های بررسی شده به عنوان جامعه‌ای کوچک از گوسفندان زندی ایران ممکن است فقط خاص گوسفند نژاد زندی ‌باشد. بررسی تنوع نوکلئوتیدی نشان داد که گوسفند نژاد زندی دارای تنوع نوکلئوتیدی کمتری نسسبت به گوسفندان مغانی و بلوچی می‌باشد. نتایج ترسیم درخت فیلوژنی نشان داد که گوسفند نژاد زندی متعلق به گروه هاپلوتایپی A می‌باشد و کمترین فاصله ژنتیکی را با نژادهای گوسفند ایرانی بلوچی، مغانی و افشاری دارد، با این وجود فاصله ژنتیکی قابل تاملی را با توالی مرجع گروه هاپلوتایپی A دارا می‌باشد
95A225

بررسى بیان نسبى ژن پراکسیداز و فعالیت آنزیمى در سه گونه و رقم مرکبات در برابر باکتری عامل بلاست مرکبات Pesudomonas syringae pv. syringae

بیوتکنولوژی گیاهیپژوهشی کاملFaمهسا خاکساری، ولی اله بابایی زاد، حشمت الله رحیمیان، فرید بیگیدیدن
چکیده: بیماری بلاست مرکبات (Citrus blast) ازجمله بیماری‌های شایع در برخی از مناطق مرکبات خیز دنیا به‌استثنای مناطق گرمسیری است که عمدتاً به‌وسیله جدایه‌های Pseudomonas syringae pv. syringae (Pss) Van Hall 1902 ایجاد می‌شود. واکنش گیاه به آلودگی توسط عوامل بیماری‌زا به‌وسیله‌ی تغییرات متابولیکی همچون، گونه‌های اکسیژن فعال و ژن‌های دخیل در مقاومت القایی سیستمیک ابراز می‌شود. سطح بیان ژن پراکسیداز با استفاده ازروش Real time و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت کاتالاز، پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز در سه گونه و رقم مرکبات (اوکیتسو، نارنج و لایم کوآت) در بازه‌های زمانی مختلف پس از تزریق باکتری در گلخانه موردبررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد میزان بیان ژن پراکسیداز در اوکیتسو و نارنج با مقاومت بالاتری هستند در 24 ساعت بعد از آلودگی در مقایسه با لایم کوآت به میزان اوج خود رسید درحالی‌که در دورگ حساس لایم کوآت در ساعت 48 بعد از آلودگی به میزان اوج خود رسید. میزان تولید آنزیم پراکسیداز در هر سه ژنوتیپ بعد از آلودگی روند صعودی دارد و در نارنج و اوکیتسو در ساعت 48 و در لایم کوآت در ساعت 72 به بیشترین میزان خود رسید. دو آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز تنها در لایم کوات روند صعودی داشته است. درمجموع بیان ژن پراکسیداز و در پی آن تولید آنزیم در ارقام مقاوم (اوکیتسو و نارنج)، بالاتر از ژنوتیپ حساس (لایم کوآت) است و میزان تولید دو آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز در ارقام مقاوم کاهش و درنتیجه بیشتر شدن پراکسید هیدروژن و افزایش مقاومت را در پی دارد.
95a229

تاثیر محرک متیل‌جاسمونات بر تولید آلکالوئیدهای تروپانی در ریشه‌های مویین تراریخت گیاه شابیزک (Atropa belladonna)

بیوتکنولوژی گیاهیپژوهشی کاملFaمریم خردمند پروچ، فرج‌الله شهریاری احمدی، نسرین مشتاقیدیدن
چکیده: آلکالوییدهای پاراسمپاتیک آتروپین و اسکوپولامین در شابیزک (Atropa belladonna) تجمع می‌یابند و اهمیت زیادی در صنعت داروسازی دارند. در این تحقیق، با استفاده از نژاد A4باکتری آگروباکتریوم رایزوژنز، ریشه مویین تراریخت در گیاه شابیزک تولید گردید. اثر غلظت‌های مختلف متیل‌جاسمونات (0، 150 و 300 میکرومولار) بر میزان تولید آتروپین و اسکوپولامین در ریشه‌های مویین تراریخت به مدت 24 ساعت مورد بررسی قرار گرفت. سپس مقادیر دو آلکالویید تروپان، یعنی آتروپین و اسکوپولامین به وسیله‌ی روش HPLC اندازه‌گیری شد. مقدار آلکالویید‌های تروپان به طور معنی‌داری در ریشه‌های مویین افزایش یافت. نتایج نشان داد که مقدار آتروپین و اسکوپولامین در ریشه‌های مویین تراریخت به ترتیب از 12/0 به 715/1 و 0195/0 به 45/0 میلی‌گرم در 100 میلی‌گرم وزن خشک رسید. متیل‌جاسمونات به طور چشمگیری هر دو آلکالویید تروپان، آتروپین و اسکوپولامین را افزایش داد. مقدار آلکالویید‌های تروپان در غلظت 300 میکرومولار از متیل‌جاسمونات در مقایسه با غلظت 150 میکرومولار و نمونه‌ی شاهد افزایش یافت. در نتیجه پیشنهاد می‌شود که ریشه‌های مویین می‌توانند به جای گیاهان به منظور مطالعات بیشتر و تولید آلکالویید‌های تروپان در ابعاد اقتصادی و تجاری استفاده شوند.
95b95

آنالیزفیلوژنتیکی جمعیت بزهای خلخالی با استفاده ژن سیتوکروم b

بیوتکنولوژی جانوریپژوهشی کاملFaویدادولتی قره درویشلو، نعمت هدایت ایوریق، سعید نیک بین، رضا بهمرامدیدن
چکیده: بز خلخالی یکی از بزهای بومی ایران است که درحال حاضرجمعیت آن به‌شدت کاهش یافته است. برای حفظ و بهبود تولیدات این گونه مطالعات کاربردی ژنتیکی ضروری است. تحقیق حاضر باهدف توالی‌یابی ژن میتوکندریایی سیتوکروم b در 100 رأس بز خلخالی و آنالیز بیوانفورماتیک این ژن در گونه‌های مختلف بز (با استفاده از 26 نمونه توالی NCBI) انجام شده است. جهت انجام آنالیز از روش توالی یابی ژن و مقایسه آن با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعاتی NCBI استفاده گردید. نتایج آنالیز تنوع ژنتیکی درجمعیت بز خلخالی منجر به شناسایی 5 جهش با 6 هاپلوتایپ مختلف گردید میزان تنوع هاپلوتیپی، تنوع نوکلئوتیدی و میانگین تفاوت‌های نوکلئوتیدی به ترتیب 644/0، 002/0 و 822/1 برآورد شد. مقدار تاجیما D در جمعیت بزهای خلخالی مثبت 124/0 بدست آمد که ازلحاظ آماری معنی‌دار نبود. نتایج تجزیه تحلیل‌های بین گونه‌های مختلف بز نشان داد که تنوع نوکلئوتیدی در گونه‌های بز ایبکس، ایگاگروس و هیرکوس به ترتیب 047/0، 022/0 و 001/0 می‌باشد. بیشترین فاصله ژنتیکی بین بزهای ایبکس و ایگاگروس و کمترین فاصله ژنتیکی بین گونه خلخالی و بز هیرکوس مشاهده شد. بزهای ایگاگروس در مقایسه با بزهای ایبکس ازلحاظ فاصله ژنتیکی به بزهای اهلی هیرکوس نزدیکتر بودند.
94a174

مهندسی پروتئین فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (tPA) انسانی با افزودن قطعه ژن کاسکوتین سس جهت افزایش پایداری و فعالیت آن

بیوتکنولوژی گیاهیپژوهشی کاملFaحیدر سیفی نبی‌آباد، خسرو پیری، معصومه امینیدیدن
چکیده: پروتئین tPA یک عامل اختصاصی فیبرین است که موجب حل کردن لخته‌های خونی و جلوگیری از سکته‌ه ی قلبی و مغزی می‌گردد. کاسکوتین یک پروتئاز با فعالیت و پایداری بالا می‌باشد که در گیاهانی مثل سس وجود دارد و گیاه پارازیت از آن برای نفوذ به میزبان استفاده می‌کند. هزینه تولید پروتئین‌های نوتوکیب در گیاهان 10 الی 50 برابر کمتر از تولید همان پروتئین توسط باکتری است. اما تولید پروتئین-های نوترکیب در گیاهان هنوز با چالش‌های مهمی از جمله عملیات پایین دستی و تخلیص، پایین بودن فعالیت و پایداری پروتئین روبرو می‌باشد. پروتئین نوترکیب tPA تولید شده در گیاهان پایداری و فعالیت پایینی دارد. هدف این تحقیق، افزایش پایداری tPA با استفاده از مهندسی پروتئین و افزودن جایگاه فعال آنزیم کاسکوتین از گیاه سس به tPA و تولید پروتئین شیمری می باشد. ابتدا از گیاه سس استخراج DNA صورت گرفت و سپس با استفاده از آغازگرهای اختصاصی قطعه مورد نطر از ژن کاسکوتین تکثیر گردید. سپس به کمک تکنیک SOEing PCR قطعه کاسکوتین به ژن tPA متصل شد. قطعه tPA شیمری حاصله تحت کنترل پیشبر CaMV 35S و خاتمه دهنده NOS قرار گرفت. توالی افزایش دهنده Kozak و ترادف رمز کننده پپتید نشانه KDEL، به ترتیب به دو انتهای آمینی و کربوکسیلی ژن tPA افزوده شدند. سازه تهیه شده(pBI(tPA به روش انتقال ژن مبتنی بر اگروباکتریوم به ژنوم گیاه توتون منتقل و گیاهان تراریخت روی محیط حاوی کانامایسین انتخاب شدند. ارزیابی گیاهان تراریخت با استفاده از فنون PCR، RT-PCR، SDS-PAGE ، وسترن بلات و زیموگرافی انجام شد. نتایج نشان داد که ژن شیمریtPA به گیاهان توتون منتقل شده و در مقایسه با tPA نرمال فعالیت و پایداری آن بهبود یافته است. بنابراین مهندسی پروتئین و استفاده از بخش‌هایی از پروتئین‌های گیاهی با فعالیت و پایداری بالاتر جهت افزایش ماندگاری و فعالیت داروهای نوترکیب، می‌تواند راهکار جدیدی برای افزایش کارایی این داروها باشد.
95d35

خالص سازی و بررسی برخی خصوصیات بیوشیمیایی آنزیم آلفا آمیلاز مقاوم به حرارت باکتری Bacillus cereus

بیوتکنولوژی ریزسازواره هاپژوهشی کاملFaآزاده طاعتی، امین میرشمسی کاخکی، احمد آسوده، سعید ملک زاده شفارودیدیدن
چکیده: اهمیت اقتصادی قابل توجه و طیف وسیع کاربرد آمیلازهای مقاوم به حرارت در صنایع، نیاز برای تولید آمیلازها با خصوصیات مطلوب صنعتی را بطور چشمگیری افزایش داده است. فلور‌ باکتریایی چشمه‌های آبگرم به واسطه تحمل بالا به حرارت و پایداری در pHهای متفاوت می‌توانند به عنوان منابع جدیدی برای تولید α-آمیلاز مورد استفاده قرار گیرند. در این پژوهش چشمه‌ آبگرم هیپرترمال قینرجه برای شناسایی فلور‌ باکتریایی آبگرم به لحاظ میزان تولید α-آمیلاز مورد بررسی قرار گرفت. کلون‌های باکتریایی احتمالی تولید کننده آمیلاز براساس ویژگی‌های بیوشیمیایی و همچنین روشهای مولکولی شناسایی شدند. در مرحله بعد شرایط رشد باکتری ایزوله شده و تولید آنزیم آمیلاز نیز مورد بهینه سازی قرار گرفت و در نهایت بعد از تخلیص آنزیم از کلون‌های باکتریایی شناسایی شده خصوصیات بیوشیمیاییα -آمیلاز‌ از لحاظ کاربرد در صنعت بررسی گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که کلون باکتری جدا شده از جنس Bacillus بوده و به لحاظ خصوصیت یک آنزیم آمیلاز مقاوم به حرارت و غیر وابسته به یون کلسیم می باشد. بطوری که آنزیم آمیلاز تخلیص شده در دمای 80 درجه سانتیگراد و 8~pH حداکثر فعالیت خود را نشان داده و در محدوده دمایی 50-70 درجه سانتیگراد 80% از فعالیت هیدرولیزی خود را حفظ می‌کند. همچنین نتایج نشان داد که آنزیم در طیف وسیعی از pH قلیایی و اسیدی (5/3-10) فعال و پایدار می‌باشد. بطور کلی براساس نتایج حاصل، این سویه باکتری می‌تواند منبع مناسبی جهت تولید آنزیم آمیلاز متحمل به حرارت با پایداری عملکردی بالا جهت کاربرد در صنعت باشد.
17121025b

بررسی اگزون چهارم ژن کاپاکازئین گوسفند کرمانی با تکنیک PCR-RFLP

بیوتکنولوژی جانوریپژوهشی کاملFaمریم محمودی، احمد آیت اللهی مهرجردی، محمدرضا محمدآبادیدیدن
چکیده: کاپاکازئین در پایداری میسل‌های کازئین و اندازه و عملکرد اختصاصی آن‌ها اصلی‌ترین نقش را در بین پروتئین‌های شیر دارد. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی چندشکلی در ناحیه اگزون چهار ژن CSN3 با استفاده از تکنیک PCR-RFLP بود. بدین منظور از 30 راس گوسفند نژاد کرمانی خونگیری و DNA ژنومی استخراج گردید. واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (PCR) با استفاده از یک جفت پرایمر اختصاصی انجام گرفت، محصولات PCR روی ژل آگارز الکتروفورز شدند. قطعه تکثیر شده با آنزیم HaeIII هضم شد و تعیین ژنوتیپ انجام گرفت. نتاج بررسی‌ها منجر به شناسایی دو ژنوتیپ شد که فراوانی‌های آللی به وسیله نرم افزار Popgene برآورد شدند. فراوانی‌های آللی A و B برای ژن CSN3 به‌ ترتیب برابر 7/0 و 3/0 برای جمعیت مورد بررسی به دست آمد. آزمون مربع کای بیانگر عدم تعادل هاردی-وینبرگ در جمعیت گوسفند کرمانی بود (05/0P≤). تعداد آلل مشاهده شده (na)، تعداد آلل موثر (ne)، هتروزیگوسیتی مشاهده شده، هتروزیگوسیتی مورد انتظار، شاخص نئی، متوسط هتروزیگوسیتی و شاخص شانون برای این جمعیت به ترتیب 2، 72/1، 60/0، 43/0، 42/0، 42/0 و 61/0 به دست آمد. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که جمعیت‌های گوسفند مورد بررسی در این پژوهش با توجه به جایگاه‌های مورد مطالعه، از تنوع ژنتیکی نسبتاً بالایی برخوردار هستند. بنابراین، مطالعات بعدی روی این دا مها، به ویژه دام های بومی باید به سمت و سویی سوق داده شوند تا همبستگی قطعی بین ژنوتیپ‌های کاپاکازئین و خصوصیات مادری تعیین شود تا بتوان با وارد کردن اطلاعات نشانگرهای ملکولی درطرح‌های اصلاح نژادی، پاسخ به انتخاب را افزایش داد.
95A238

مهندسی ژنتیک پنبه: از گذشته تا امروز

بیوتکنولوژی گیاهیمروریFaمسعود توحیدفر، سولماز خسرویدیدن
چکیده: پنبه یکی از گیاهان زراعی مهم و اقتصادی در دنیا و به عنوان چهارمین محصول مهم صنعتی در ایران به شمار می‌رود. در گذشته، تلاش‌های زیادی جهت اصلاح کیفیت پنبه توسط اصلاحگران سنتی صورت گرفته است که به علت محدودیت‌های موجود در روش‌های سنتی، استفاده از روش‌های مهندسی ژنتیک رواج یافت. به دنبال رواج روش‌های نوین، گیاهان تراریخته پنبه مقاوم به حشرات، بیماری‌ها، علفکش، تنش‌های غیر زیستی و همچنین الیاف با کیفیت بالاتر تولید شدند. امروزه، تعدادی از این ارقام تجاری‌سازی شده و از پذیرش عمومی بالایی در سراسر جهان برخوردار هستند. اکنون نیز با ظهور روش-های توالی‌یابی نسل جدید و تسهیل شناسایی ژن‌های کاندید و مناسب جهت دست‌ورزی و وجود روش-های ویرایش ژنوم (CRISPR/Cas9) با قابلیت ایجاد تغییرات هدفمند در ژن‌ها، افق تازه‌ای در حوزه اصلاح ژنتیکی پنبه ایجاد شده است. این مقاله ضمن مروری بر تاریخچه اصلاح پنبه و بررسی موانع موجود، به تحقیقات صورت گرفته در زمینه تولید ارقام مقاوم به تنش‌های زیستی و غیر زیستی و افزایش کیفیت پنبه با روش‌های مهندسی ژنتیک و ویرایش ژنومی می‌پردازد.
95A231

ارزیابی ارقام کلزای بهاره از نظر برخی صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک تحت تنش خشکی و تجزیه پروتئوم متحمل‌ترین و حساس‌ترین آنها

بیوتکنولوژی گیاهیپژوهشی کاملFaمعروف خلیلی، محمدرضا نقویدیدن
چکیده: در این پژوهش با توجه به اهمیت تنش خشکی و همچنین گیاه کلزا، آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با استفاده از ده رقم کلزای بهاره در مرحلة گیاهچه‌ای به روش کشت هیدروپونیک و با اعمال تنش خشکی ناشی از PEG6000 انجام شد. دو هفته پس از اعمال تنش و در پایان مرحله روزت نمونه‌برداری انجام شد. نتایج نشان داد که در شرایط تنش ارزش صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک کاهش یافت. همچنین بین ارقام مورد مطالعه از لحاظ پاسخ به تنش خشکی تنوع وجود داشت و در مجموع متحمل‌ترین و حساس‌ترین ارقام از نظر صفات مطالعه شده بترتیب رقم SW5001 و Sarigol بودند که برای مطالعات تکمیلی روی این دو رقم تجزیه پروتئوم انجام شد. برای بررسی الگوی پروتئینی، استخراج پروتئین از بافت برگی انجام و الکتروفورز بعد اول به روش نوارهای IPG و الکتروفورز بعد دوم با تکنیک SDS-PAGE اجرا شد و پس از رنگ آمیزی با آبی کوماسی تصویربرداری از ژل‌ها و تجزیه لکه‌های پروتئینی با نرم‌افزار PDQuest انجام شد. در نهایت تعداد 25 لکه پروتئینی معنی‌دار بین گیاهان شاهد و تحت تنش‌ خشکی برای هر دو رقم، تشخیص داده شدند که از این تعداد 15 لکه پروتئینی بین دو رقم مشترک بودند و تعداد شش لکه پروتئینی منحصر به رقم متحمل و چهار لکه پروتئینی منحصر به رقم حساس بودند. پس از شناسایی این پروتئین‌ها با طیف‌سنجی جرمی، در مجموع بیشترین گروه‌های پروتئینی مشترک بین دو رقم، پروتئین‌های دخیل در واکنش نوری فتوسنتز، چرخه کالوین و پروتئین‌های سم‌زدا بودند. در مجموع مهمترین دلیل حساسیت و تحمل ارقام در کلزا بیان متفاوت و القای منحصر به فرد پروتئین‌ها و در نهایت تأثیر آنها روی سایر صفات بدست آمد.

در حال نمایش صفحه: 1 از 26
1
...